لورم ایپسوم متنی است که ساختگی برای طراحی و چاپ آن مورد است. صنعت چاپ زمانی لازم بود شرایطی شما باید فکر ثبت نام و طراحی، لازمه خروج می باشد ...

معرفی زیویه

اثر تاريخي مشهور به قلعة زيويه در فاصلة تقريبي 55 كيلومتري جنوبشرقي شهر سقز و يك كيلومتري شمال روستايي موسوم به همين نام بر روي تپه‌اي طبيعي قرار گرفته است. اين تپه كه يكي از تپه‌هاي منفرد منطقه نيز بشمار مي‌آيد در بخش قاعدة آن داراي سطح نسبتاً وسيعي به مساحت 40 هكتار است كه از جوانب مختلف آن مابين80 تا 110 متر از سطح زمينهاي اطراف خود ارتفاع دارد، بخش شمالي تپه داراي شيب نسبتاً تند و شديدي است و در بخش جنوبي آن نيز علاوه بر شيب زياد، قسمتاعظمي از اين قسمت حالت صخره‌اي و سنگي دارد و در كمرة اين قسمت دهانة غاري مشخص است كه در گذشته به دهليزها و دالانهاي طبيعي زيرتپه وارد ميشده و هم‌اكنون مسدود است، تنها راه دسترسي سهل و ساده به تپه در بخشهاي شرقي و تا حدي غربي تپه مي‌باشد، كه در گذشته نيز ورودي اصلي قلعه را در قسمت شرقي تپه ساخته‌اند.

چنين وضعيتي از لحاظ فرم تپه و موقعيت استراتژيكي و تدافعي آن بطور حتم مورد توجه سازندگان قلعه در دوران تاريخي قرار گرفته و با اين نگرش چنين قلعة عظيمي بر روي اين تپه ساخته شده است.

براي اولين بار نام زيويه در سالنامه‌‌هاي آشوري مربوط به سارگن دوم شاه مقتدر آشوريان آورده شده و اين شاه آشور از تهاجمات و يورشهاي خود براي سركوب اقوام ساكن در منطقة زاگرس در قرون هشتم و هفتم ق.م ذكر نموده و بيان گرديده كه در طي اين جنگلها علاوه بر تصرف ايزيرتو پايتخت مانتائيها و شكست ايرانزو شاه مقتدر آنها در قلعة مهم مركزي مانتائيها بنام ايزيپيه (زيپيا يا زيپيه) و آرمائيت نيز تصرف و به آتش كشيده شده است.

اكثر قريب به اتفاق باستانشناسان را عقيده بر اين است كه ايزيپيه يا زيپياي ذكر شده در سالنامة مذكور همين زيويه فعلي بوده و در اين موضوع شكي وجود ندارد.

اعتبار و شهرت زيويه بدنيال كشف اتفاقي كه در سال 1325 شمسي رخ داد، صورت گرفت كه در نتيجه بارندگيهاي شديد منطقه بخشي از خاكهاي منتهي به صخرة جنوبي تپه در بخش بالايي آن فرو ريخت و تعدادي از اشياء طلايي آن از زيرخاك نمايان گرديد و اين اتفاق سبب گرديد تا شخصي بنام «ايوب ربنو» بتواند مجوز يك سري حفاريهاي تجارتي را بمدت هشت سال و بنا به گفته اهالي هر سال بمدت هشت الي نه ماه براي اين اثر شاخص از دولت وقت اخذ نموده و در حدود 90 تا 95 درصد سطح تپه را زير ورو و غربال و آنچه از آثار، شواهد و مدارك تاريخي بدست مي‌آورد را به تاراج ببرد. كه اين آثار هم‌اكنون زينت‌بخش بسياري از موزه‌ها و گالريها و مجموعه‌هاي خضوضي دنيا از جمله موزة لوور پاريس، موزه برتانيا، موزه ارميتاژ لينگراد، موزة مقر و پلتين آمريكا و … بوده و تعدادي اندك نيز در موزه ملي ايران (موزه ايران‌باستان) نگهداريمي‌گردد.

پس از اين ماجرا حفاريهاي علمي و كاوشهاي باستانشناسي در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بمدت سه‌فصل و در فاصله سالهاي 1354 تا 1356 شمسي به سرپرستي آقاي نصرت‌ا.. معتمدي انجام گرفت و پس از وقفه‌اي 17 ساله مجدداً از سال 1373 از سر گرفته شد و تا سال 1381 همه‌ساله تداوم يافت.

در طي اين مدت هيأت كاوش موفق گرديد كه بخش اعظمي از بناي يك قلعة نظامي و حكومتي را كه مشتمل بر فضاهاي گوناگون معماري قلاع تاريخي آن دوران است، از زيرخاك آزاد نموده و هرچند تخريبها و ويرانيهاي حاصل از حفاريهاي تجارتي بصورتي بود كه در برخي از مواقع سردرگميها و آشفتگي‌هاي فراواني را در امر حفاري بوجود مي‌آورد، بتوانند به آنچه كه در حفاريهاي تجارتي توجهي به آن نگرديده، دست يافته و آثاري از اين بناي عظيم نمايان گردد. (نگارنده از سال 73 تا 77 افتخار عضويت در هيأت كاوش زيويه را داشتم)

از جمله فضاهاي مهم معماري قلعة زيويه مي‌توان به دروازة ورودي قلعه با تعداد بيست و دو پله سنگ‌چين و پايه ستونهاي تاج دروازة ورودي، حياطها و تخت‌گاههاي گوناگون، ديوار خشتي و قطور ارگ مركزي، اطاقهاي تودرتو و دوطبقه، تالار ستوندار با 16 پايه ستون سنگي، و … اشاره نمود.

در راستاي ساخت فضاهاي معماري قلعه بمنظور از بين بردن شيب موجود در تپة طبيعي به ساخت سكوهاي سنگي كه بصورت مصطبه‌هايي احداث شده‌اند، و در برخي قسمتها نيز از بخش داخلي اين سكوها بحالت فضاهاي زيرزمين استفاده نموده‌اند، اقدام شده و سپس فضاهاي اصلي قلعه بر روي اين سكوها ساخته شده‌اند، مصالح اصلي در ساخت ديوارها، خشتهاي خام با ابعاد 16*46*46 سانتي‌متر است كه داراي سه رنگ نخودي، قرمز و خاكستري است و در سه محل در اطراف تپه اين خشتها ساخته شده و به محل تپه منتقل گرديده‌اند. (البته در نتيجه آتش‌‌سوزيهاي كه در بناي قلعه در دوران كذشته اتفاق افتاده، اين مصالح خشتي حالتي پخته پيدا كرده‌اند)، ضخامت و قطر ديوارهاي خشتي مابين دو الي هفت متر بنا بر عملكرد ديوارها متفاوت مي‌باشد، جهت اندود ديوارهاي خشتي و همچنين ملاط مابين رديف و رجهاي خشتها از نوعي خاك سفيد موجود در محلهاي اطراف تپه و اختلاط آن با كاه خرد شده استفاده نموده‌اند، كه درخشندگي آن بر سطح ديوارها حالتي نقره‌اي شكل به سطح ديوارها بخشيده است.

باحتمال قوي در سقف فضاها نيز از روش تيرپوش چوبي بهره جسته‌اند و در كف فضاهاي مختلف قلعه بنابر نوع فضا و كاربري آنها از خاك كوبيده شده، سنگ‌فرش لاشه‌اي استفاده نموده‌اند، اما بخش تالار را از نوع همان خشتهاي بكار رفته در ساخت ديوارها مفروش نموده‌اند كه حالت موزائيك زينتي بسيار زيبا را در تالار ستوندار قلعه ايجاد نموده است.

پايه ستونها در فضاي تالار بصورت گرد با قطر تقريبي 95 تا 105 سانتي‌متر و از نوعي سنگ سفيد محكم ساخته شده‌اند و احتمال مي‌دهند كه ستونها بصورت گرد و با روش چيدن خشتهاي مضاعف نيز ايجاد گرديده‌اند و سپس روية ستونها را با ملاط گل پوشانده و نقاشي نموده‌اند. (كه آثاري در اين زمينه در سالهاي قبل از انقلاب بدست آمده است)

البته چنانچه بخواهيم در رابطه زواياي مختلف معماري اين قلعه مطالب كاملي بيان نمائيم بطور قطع موجب اطائة كلام خواهد شد، همين بس كه اين نوع معماري با معماري آثار بدست آمده از نوشيجان تپه در مسير ملاير همدان، گودين تپه در منطقة كنگاور كرمانشاه، تپة حسنلو در آذربايجانغربي و … قابل مقايسه است و در اين زمينه نيز تحقيقات و گزارشهاي ارائه شدة سرپرست محترم هيأت كاملاً گوياست.

مطالعه بر روي اشياء بدست آمده نيز توسط باستانشناسان داخلي و خارجي صورت گرفته و بسياري از آنها تأثيرات شيوه‌هاي هنري مكائيان و آشوريان را در آثار هنري ايجاد شده، مورد بررسي قرار داده‌اند، علاوه بر آنكه شيوه‌هاي ويژه هنري محلي دورة مانتائيها نيز غفلت ننموده و بدان نيز توجه نموده‌اند.

از جملة آثار شاخص كه در سالهاي اخير حوالي سال 1376 در حفاريهاي علمي بدست آمد مي‌توان به قطعات و لوحه‌‌هاي عاج منقوشي اشاره نمود كه با نقشهاي الهه و خدايان اساطيري، جنگ و شكار و .. تزئين يافته‌اند كه با همت هنرمندان شاغل در ميراث استان طرح آن بزرگ‌نمايي و بر ديواره‌اي در پارك اميريه سنندج ايجاد گرديد.

در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه برابر آخرين مطالعات و بررسيهاي انجام گرفته آثار زيويه به نيمة دوم قرن هفتم قبل از ميلاد مرتبط گرديده و احتمال قوي اين قلعه در دوران حكومت مادها و بخشي از حكومت هخامنشيان از آباداني و عمراني برخوردار بوده است و اين امر را فراموش ننمايم كه نواحي جنوب درياچه اروميه و شمال كردستان فعلي در چين‌خوردگيهاي طبيعي زاگرس و اقوام ساكن در آن تأثيرات شگرفي در فرهنگ و تمدن ايراني و ايران‌زمين داشته و اين مناطق سبب ايجاد اولين امپراطوري ايراني تحت حاكميت مادها گرديده و در اتحادي كه هووخشتره‌شاه مادي با بابل و ساير اقوام ديگر بوجود آورد توانستند آشوريان را در سال 612 ق.م شكست داده و از عرصة اقتدار برانداخته و به حكومت آنها پايان دهند.

شيوه‌هاي هنري همين اقوام و آثار برجاي مانده از آنها نيز در هنر ادوار بعدي تأثيرات شگرفي داشته و اين موارد بخوبي نمايان و واضح است. اميد است با تلاشهايي كه در سالهاي اخير در زمينة ايجاد پايگاه‌ باستانشناسي زيويه انجام گرفته، شاهد انجام پژوهشها و تحقيقات وسيع در اين منطقه از غرب كشور بوده و زواياي مبهم تاريخ اين مناطق را بيش از پيش آشكار و روشن نمود.